گرمای بیش از حد نشان دهنده یکی از شایع ترین و آسیب رسان ترین مشکلات است موتورهای دنده DC در کاربردهای صنعتی، خودرویی و مصرف کننده. تولید گرمای بیش از حد زمانی اتفاق میافتد که انرژی الکتریکی به طور ناکارآمد به کار مکانیکی تبدیل میشود و مازاد آن به عنوان انرژی حرارتی در سیمپیچهای موتور، یاتاقانها و اجزای چرخ دنده تلف میشود. افزایش دما فراتر از مشخصات سازنده باعث تسریع تخریب عایق، تجزیه روان کننده و انبساط مواد می شود که استرس مکانیکی را در سرتاسر مجموعه ایجاد می کند.
دلایل اصلی گرم شدن بیش از حد موتور به طور قابل توجهی متفاوت است، اما معمولاً از عوامل الکتریکی، مکانیکی یا محیطی ناشی می شود. کشش بیش از حد جریان الکتریکی، خواه از بی نظمی ولتاژ، اتصال کوتاه سیم پیچ، یا عدم تعادل فاز در پیکربندی های بدون جاروبک، گرمای متناسب با مجذور جریان بر اساس اصول اساسی الکتریکی تولید می کند. اصطکاک مکانیکی ناشی از ناهماهنگی، روانکاری ناکافی یا زوال یاتاقان، انرژی جنبشی را به جای کار مولد به گرما تبدیل می کند. شرایط محیطی از جمله دمای بالای محیط، تهویه ناکافی، یا تجمع گرد و غبار روی سطوح موتور، اتلاف گرما را مختل می کند و تجمع حرارتی را بیشتر از پارامترهای طراحی ایجاد می کند.
مکانیسم های حفاظت حرارتی بر اساس طراحی موتور و اهمیت کاربرد متفاوت است. فیوزهای حرارتی ساده با باز کردن دائم مدارها در صورت تجاوز از آستانه دما، یک بار محافظت می کنند و پس از فعال شدن نیاز به تعویض دارند. کلیدهای حرارتی قابل تنظیم مجدد از عناصر دو فلزی استفاده می کنند که برق را در دماهای مشخص قطع می کنند و پس از خنک شدن به طور خودکار مجدداً وصل می شوند و محافظت قابل استفاده مجدد را بدون تعویض قطعه ارائه می دهند. سیستمهای پیشرفته از ترمیستورها یا آشکارسازهای دمای مقاومتی استفاده میکنند که نظارت مداوم دما را ارائه میکنند و استراتژیهای تعمیر و نگهداری پیشبینی را قبل از وقوع خرابیهای فاجعهبار فعال میکنند.
سایش مکانیکی در مجموعههای کاهش دنده یک حالت خرابی پیشرونده را تشکیل میدهد که به تدریج عملکرد را قبل از خرابی کامل کاهش میدهد. قطار دنده فشار تماس ثابتی را تجربه میکند، زیرا دندانها به هم متصل میشوند و گشتاور را منتقل میکنند، که باعث ایجاد اصطکاک، تغییر شکل میکرو و حذف مواد میشود که در طول عمر عملیاتی تجمع مییابد. درک الگوها و مکانیسمهای سایش، زمانبندی تعمیر و نگهداری و جایگزینی پیشبینیکننده را امکانپذیر میکند که از خرابیهای غیرمنتظره در برنامههای حیاتی جلوگیری میکند.
سایش ساینده زمانی اتفاق میافتد که ذرات سخت - اعم از آلایندههای وارد شده یا زبالههای ایجاد شده از فرسودگی سطح چرخ دنده - بین دندانههای مشبک به دام افتاده و به عنوان عوامل برشی عمل میکنند که مواد را با هر چرخش حذف میکنند. این حالت سایش زمانی که آلودگی روانکار رخ می دهد یا زمانی که آب بندی ناکافی اجازه می دهد تا ذرات محیطی وارد گیربکس شوند، شتاب چشمگیری می یابد. سطوح ساییده شده زبری ایجاد می کنند که ضریب اصطکاک و تولید گرما را افزایش می دهد و در عین حال کارایی مش بندی را کاهش می دهد و سطح نویز را افزایش می دهد.
| نوع پوشیدن | علت اولیه | علائم | پیشگیری |
| سایش ساینده | ذرات آلودگی | زبر شدن سطح، ضایعات فلزی | آب بندی مناسب، روانکاری تمیز |
| سوراخ کردن | تماس با استرس خستگی | دهانه های سطحی، نویز افزایش می یابد | رتبه بندی بار مناسب، مواد با کیفیت |
| کوبیدن | خرابی فیلم روان کننده | انتقال فلز، امتیازدهی سطحی | روانکاری کافی، کنترل سرعت |
| شکستگی دندان | بارهای شوک، خستگی | شکست ناگهانی، پارازیت | اجتناب از اضافه بار، اندازه مناسب |
سوراخ شدن از طریق خستگی زیرسطحی ایجاد می شود زیرا چرخه های تنش تماس مکرر باعث ایجاد محل های شروع ترک در زیر سطح دندان می شود. این شکافها به سمت سطح پخش میشوند تا زمانی که قطعات مواد جدا شوند و گودالهای دهانهمانند مشخصی را باقی بگذارند. حفرههای اولیه ممکن است بدون تاثیر قابلتوجه در عملکرد، زیبایی باشد، اما فرورفتگی پیشرونده سطوح دندان را زبر میکند، بارگذاری دینامیکی را افزایش میدهد و در نهایت یکپارچگی ساختار را به خطر میاندازد. پیشرفت شکست از حفرههای اولیه تا شکستگی فاجعهبار دندان میتواند ماهها یا سالها بسته به چرخههای بار و میزان استرس طول بکشد.
یاتاقانهایی که هم شفت موتور و هم شفت دنده میانی را پشتیبانی میکنند، اجزای حیاتی را نشان میدهند که خرابی آنها باعث آسیب آبشاری در سرتاسر مجموعه موتور دنده میشود. این اجزای دقیق تراز محوری را حفظ می کنند، اصطکاک را به حداقل می رسانند و بارهای شعاعی و محوری ایجاد شده در حین کار را تحمل می کنند. تخریب بلبرینگ از الگوهای قابل پیش بینی پیروی می کند که علائم قابل تشخیص را قبل از شکست کامل ایجاد می کند و استراتژی های نگهداری مبتنی بر شرایط را امکان پذیر می کند.
پیشرفت خرابی یاتاقان معمولاً با تخریب روانکار یا آلودگی شروع می شود که فیلم محافظ جداکننده عناصر نورد را از سطوح مسابقه به خطر می اندازد. با افزایش تماس فلز به فلز، غلظت تنش موضعی ایجاد میشود که باعث ایجاد ترکهای زیرسطحی میشود. این ترکها در چرخههای تنش مکرر منتشر میشوند تا زمانی که قطعات مواد از سطح مسابقه بپاشند. ذرات جدا شده با عمل به عنوان آلاینده های ساینده، سایش را تسریع می کنند و یک چرخه تخریب خود تقویت کننده ایجاد می کنند. خرابی پیشرفته باعث ایجاد صداهای سایشی قابل شنیدن، افزایش ارتعاش، انحراف شفت و در صورت ادامه عملیات در نهایت تشنج می شود.
تجزیه و تحلیل ارتعاش حساس ترین روش نظارت بر وضعیت یاتاقان را فراهم می کند، که اجزای فرکانس مشخصه ای را که با نقص های خاص یاتاقان مرتبط هستند را شناسایی می کند. فرکانسهای عبور توپ - سرعتی که عناصر غلتشی از نقاط خاصی در مسابقات داخلی یا خارجی عبور میکنند - علائم ارتعاشی متمایز ایجاد میکنند که با ایجاد نقص، دامنه آن افزایش مییابد. تجزیه و تحلیل طیفی داده های ارتعاش، شناسایی نقص و ارزیابی شدت را قبل از آشکار شدن علائم از طریق نویز یا کاهش عملکرد امکان پذیر می کند. نظارت بر دما تکمیل کننده تجزیه و تحلیل ارتعاش است، زیرا اصطکاک یاتاقان قبل از شکست فاجعه بار به طور قابل اندازه گیری افزایش می یابد. ترموگرافی مادون قرمز یا سنسورهای دمای تعبیه شده، ناهنجاری های حرارتی را تشخیص می دهند که نشان دهنده روانکاری ناکافی، بارگذاری بیش از حد، یا ایجاد آسیب سطحی است.
موتورهای DC برس دار دارای برس های کربن یا گرافیت مس هستند که تماس الکتریکی را با کموتاتور دوار حفظ می کنند و جریان را به سیم پیچ های آرمیچر انتقال می دهند. این رابط تماس کشویی نشان دهنده یک مکانیسم سایش ذاتی است که نیاز به تعویض دوره ای برس دارد و مشکلات عملکردی را با کاهش قطعات ایجاد می کند. درک الگوهای سایش برس و مشکلات کموتاسیون به بهینه سازی فواصل نگهداری و شناسایی شرایط غیرعادی که نیاز به مداخله دارند کمک می کند.
سایش معمولی برس از طریق ساییدگی مکانیکی و فرسایش الکتریکی با انتقال جریان در سطح رابط برس-کموتاتور اتفاق میافتد. مواد برس باکیفیت رسانایی الکتریکی، استحکام مکانیکی و روانکاری را متعادل میکنند تا به هزاران ساعت عملیاتی قبل از نیاز به تعویض دست پیدا کنند. سازندگان حداقل ابعاد طول برس را مشخص میکنند که نشاندهنده لزوم تعویض است، معمولاً زمانی که برسها تا 30 تا 40 درصد طول اصلی فرسوده میشوند. عملکرد فراتر از این آستانه، فشار تماس ناسازگار، افزایش مقاومت الکتریکی، و آسیب احتمالی به سطوح کموتاتور ناشی از فنرها یا نگهدارندههای برس در معرض خطر را به دنبال دارد.
سایش سریع برس، شرایط عملیاتی غیرعادی را نشان می دهد که نیاز به بررسی و اصلاح دارد. بارگذاری بیش از حد جریان باعث ایجاد گرما و قوس الکتریکی می شود که به سرعت مواد برس را فرسایش می دهد. ناهمواری سطح کموتاتور ناشی از سایش، آلودگی یا نگهداری نادرست نرخ ساییدگی مکانیکی را افزایش می دهد. ناهماهنگی بین نگهدارندههای برس و کموتاتور، توزیع فشار تماس ناهمواری را ایجاد میکند که سایش را در مکانهای خاص متمرکز میکند. عوامل محیطی از جمله رطوبت بیش از حد، گرد و غبار رسانا، یا قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی می توانند مواد برس را تخریب کرده و ردیابی الکتریکی را که فرسایش را تسریع می کند، ترویج کنند.
وضعیت سطح کموتاتور مستقیماً بر عملکرد موتور، راندمان و طول عمر برس تأثیر می گذارد. سطوح کموتاتور ایده آل سطح صاف و یکنواخت مس یا آلیاژ مس را با حداقل اکسیداسیون و هندسه پروفیل مناسب حفظ می کنند. شرایط عملیاتی و شیوه های نگهداری به طور قابل توجهی بر حفظ سطح تأثیر می گذارد. عملیات عادی یک لایه نازک پتینه ایجاد می کند که در واقع با ارائه خواص الکتریکی و تریبولوژیکی مفید، جابجایی را بهبود می بخشد. این لایه قهوه ای یا تیره نباید در طول تعمیر و نگهداری معمولی برداشته شود زیرا نشان دهنده شرایط عملیاتی بهینه است.
شرایط مشکل ساز کموتاتور شامل شیار زدن است، که در آن سایش ناهموار برس کانال های محیطی ایجاد می کند که تداوم تماس را به خطر می اندازد. رزوهکاری زمانی ایجاد میشود که زباله بین بخشهای کموتاتور جمع میشود و برجستگیهای مسی برجسته در لبههای قطعه ایجاد میکند. جرقه بیش از حد ناشی از کموتاسیون ضعیف سطح را می سوزاند و سوراخ می کند و نواحی ناهمواری ایجاد می کند که سایش برس را تسریع می کند. پرداختن به این شرایط ممکن است نیاز به روکش مجدد کموتاتور از طریق چرخش یا سنگ زنی برای بازیابی هندسه مناسب داشته باشد و به دنبال آن عایق بندی بین بخش ها برای جلوگیری از شورت کاهش یابد.
خرابیهای آرمیچر و سیمپیچ میدان، مشکلات الکتریکی جدی ایجاد میکنند که اغلب به جای تعمیر، به تعویض کامل موتور نیاز دارند، بهویژه در مجموعههای موتور دندهای کوچکتر که در آن هزینههای سیم پیچی از اقتصاد جایگزینی بیشتر است. خرابی سیم پیچ از طریق تخریب عایق ایجاد می شود که به جریان اجازه می دهد از مسیرهای ناخواسته عبور کند و مدارهای کوتاهی ایجاد می کند که به شدت ویژگی های الکتریکی موتور را تغییر می دهد و گرمای مخرب ایجاد می کند.
تخریب عایق از طریق مکانیسم های متعددی اتفاق می افتد که در شرایط عملیاتی نامطلوب سرعت می گیرد. تنش حرارتی عامل اصلی تخریب را نشان می دهد، زیرا دماهای بالا به تدریج مواد عایق آلی را از طریق واکنش های شیمیایی و زوال فیزیکی تجزیه می کنند. هر کلاس عایق حداکثر دمای عملیاتی مداوم را مشخص می کند که بیش از آن تخریب سریع رخ می دهد. کارکرد موتورها در محدودههای حرارتی عمر عایق را بهطور چشمگیری افزایش میدهد، در حالی که حتی گشتوگذارهای دمایی متوسط به طور قابلتوجهی طول عمر را با توجه به روابط نرخ تخریب به خوبی تثبیت شده کاهش میدهند.
حالت های رایج خرابی سیم پیچ و روش های تشخیص آنها عبارتند از:
سر و صدا و لرزش بیش از حد نشان دهنده مشکلات مکانیکی در موتورهای دنده ای است در حالی که به طور همزمان مشکلات اضافی را از طریق بارگذاری خستگی و نارضایتی کاربر ایجاد می کند. این علائم ناشی از منابع مختلفی از جمله عیوب مش بندی چرخ دنده، عیوب یاتاقان، اجزای چرخش نامتعادل و تشدید ساختاری است. تمایز بین ویژگی های عملیاتی عادی و سطوح نویز مشکل ساز مستلزم درک خطوط پایه قابل قبول و شناخت الگوهای غیرعادی است.
صدای چرخ دنده در درجه اول از فرآیند مش بندی ناشی می شود، زیرا دندان ها در طول چرخش درگیر و جدا می شوند. هندسه تئوری کامل چرخ دنده عملکرد بی صدا را ایجاد می کند، اما تحمل های ساخت، انحراف دندان تحت بار، و اثرات دینامیکی نوسانات فشار و ضربه هایی را ایجاد می کند که صدا ایجاد می کند. درجات کیفیت چرخ دنده تحمل های مجاز را برای پروفیل دندان، گام و خروجی مشخص می کند که مستقیماً با سطح نویز ارتباط دارد. دندههای دقیقتر قیمتهای بالاتری دارند، اما عملکرد آرامتر و طول عمر بیشتری را از طریق کاهش بارگذاری دینامیکی ارائه میکنند.
صدای غیرعادی دنده نشان دهنده مشکلاتی است که نیاز به توجه دارند. صداهای کلیک یا ضربه زدن حاکی از آسیب دندان مانند شکستگی یا شکستگی دندان است که در اثر برخورد قسمت های آسیب دیده با چرخ دنده های جفت، ضربه ایجاد می کند. صداهای آسیاب نشان دهنده سایش شدید، روانکاری ناکافی یا آلودگی است که ذرات ساینده را وارد می کند. ناله ای که با سرعت افزایش می یابد معمولاً به فرکانس های مش بندی چرخ دنده مربوط می شود و ممکن است نشان دهنده ناهماهنگی، انحراف یا تقویت رزونانس باشد. غرغر کردن یا غرغر کردن در فرکانسهای پایینتر اغلب ناشی از خرابی یاتاقان است تا مشکلات چرخ دنده، اگرچه هر دو منبع ممکن است به طور همزمان نقش داشته باشند.
روانکاری مناسب، حیاتی ترین عامل نگهداری را نشان می دهد که بر طول عمر و قابلیت اطمینان موتور دنده تأثیر می گذارد. روان کننده ها چندین عملکرد ضروری از جمله کاهش اصطکاک، جلوگیری از سایش، اتلاف حرارت، حفاظت در برابر خوردگی و تعلیق آلاینده ها را انجام می دهند. مشکلات روانکاری از طریق افزایش اصطکاک، سایش سریع، دماهای بالا و تولید نویز ظاهر می شود که در صورت عدم توجه به خرابی قطعات منجر می شود.
تجزیه روان کننده به طور اجتناب ناپذیری از طریق اکسیداسیون، تجزیه حرارتی، آلودگی و کاهش مواد افزودنی رخ می دهد. دماهای عملیاتی، چرخه های کاری و میزان قرار گرفتن در معرض محیطی سرعت تخریب را تعیین می کنند. روان کننده های گریس از طریق کار مکانیکی و تنش حرارتی به اجزای روغن پایه و غلیظ کننده جدا می شوند و روغن از ماتریس غلیظ کننده خارج می شود و به طور بالقوه از سطوح بحرانی تخلیه می شود. روانکارهای روغنی زمانی که در معرض هوا و دماهای بالا قرار می گیرند اکسید می شوند و رسوبات لجن و لاک ایجاد می کنند که جریان و کارایی خنک کنندگی را کاهش می دهد در حالی که ویسکوزیته را فراتر از محدوده بهینه افزایش می دهد.
حالت های خرابی مربوط به روغن کاری عبارتند از:
ناهماهنگی بین محورهای خروجی موتور دنده و تجهیزات محرک نیروهای مخربی ایجاد می کند که به یاتاقان ها، کوپلینگ ها، مهر و موم ها و اجزای دنده آسیب می زند. حتی ناهماهنگی جزئی باعث ایجاد بارهای جانبی و لنگرهای خمشی می شود که به طور قابل ملاحظه ای از مفروضات طراحی فراتر می رود و سایش را تسریع می کند و عمر قطعه را کاهش می دهد. درک الزامات تراز و اجرای شیوه های نصب مناسب از خرابی های زودرس جلوگیری می کند و عملکرد بهینه را حفظ می کند.
ناهماهنگی زاویه ای زمانی اتفاق می افتد که خطوط مرکزی شفت به جای موازی بودن، در یک زاویه متقاطع می شوند و باعث می شود که کوپلینگ در طول هر چرخش مفصل شود. این مفصل باعث ایجاد بار چرخه ای روی یاتاقان ها و ایجاد ارتعاش در فرکانس چرخشی می شود. کوپلینگهای انعطافپذیر از طریق طراحیشان مقداری ناهماهنگی زاویهای را در خود جای میدهند، اما فراتر از حد تعیینشده، نیروهای بیش از حد ایجاد میکند و سایش کوپلینگ را تسریع میکند. کوپلینگ های صلب عملاً هیچ انحراف زاویه ای را تحمل نمی کنند و هرگونه انحراف را مستقیماً به شفت ها و یاتاقان های متصل به عنوان بارهای خمشی مخرب منتقل می کنند.
ناهماهنگی موازی زمانی وجود دارد که خطوط مرکزی شفت موازی باقی میمانند اما به صورت جانبی منحرف میشوند و کوپلینگها را مجبور میکند با بارگذاری جانبی ثابت در طول چرخش کار کنند. این شرایط به ویژه بر اجزای جفت فشار وارد می کند و بارهای باربری را در جهت هایی ایجاد می کند که برای طراحی بلبرینگ بهینه نشده اند. ناهماهنگی ترکیبی زاویه ای و موازی اغلب در عمل رخ می دهد و برای دستیابی به عملکرد قابل قبول نیاز به اصلاح هر دو شرایط دارد. هم ترازی دقیق با استفاده از نشانگرهای شماره گیری، سیستم های تراز لیزری یا روش های نوری تضمین می کند که خطوط مرکزی شفت با تلورانس های سازنده مطابقت دارند، که معمولاً برای کاربردهای دقیق در هزارم اینچ اندازه گیری می شود.
محیط عملیاتی به طور قابل توجهی بر قابلیت اطمینان موتور دنده و عمر سرویس از طریق مکانیسم های متعدد تأثیر می گذارد. سازندگان رتبهبندیهای محیطی از جمله محدوده دما، محدودیتهای رطوبت، سطوح حفاظت از آلودگی و شرایط ویژه مانند قابلیت شستشو یا گواهی اتمسفر انفجاری را مشخص میکنند. استقرار موتورها خارج از پارامترهای محیطی مشخص شده، از طریق مکانیسمهای تخریب تسریعشده، باعث خرابی زودرس میشود.
دماهای شدید عملکرد موتور را در هر دو انتهای طیف به چالش می کشند. دمای بالای محیط، گرادیان حرارتی موجود برای اتلاف گرما را کاهش می دهد و دمای داخلی را برای بارگذاری معادل بالاتر می برد. این ارتفاع باعث تسریع پیری عایق، تخریب روان کننده و انبساط حرارتی می شود که می تواند باعث تداخل مکانیکی شود. دمای سرد ویسکوزیته روانکار را افزایش میدهد و به طور بالقوه از روانکاری مناسب در هنگام راهاندازی جلوگیری میکند و نیاز به گشتاور را افزایش میدهد. برخی از روان کننده ها در دماهای پایین جامد می شوند و نیاز به گرم کردن قبل از عملیات یا انتخاب روان کننده های مصنوعی با خواص دمای سرد مناسب دارند.
قرار گرفتن در معرض رطوبت مشکلات متعددی از جمله تخریب عایق الکتریکی، خوردگی اجزای آهنی و آلودگی روان کننده ایجاد می کند. تراکم زمانی ایجاد می شود که هوای گرم و مرطوب با سطوح سرد موتور تماس پیدا می کند و آب مایع را وارد مجموعه می کند. رتبهبندی IP (محافظت از ورود) سطوح مقاومت در برابر آب را مشخص میکند، با رتبهبندیهای بالاتر از طریق آببندی پیشرفته، محافظت بهتری را فراهم میکند. کاربردهایی که شامل قرار گرفتن در معرض مستقیم آب در اثر شستشو، قرار گرفتن در معرض آب و هوای بیرونی یا فرآیندهای با رطوبت بالا هستند، نیاز به رتبه بندی IP مناسب دارند و ممکن است از ساختار فولاد ضد زنگ یا پوشش های محافظی که در برابر خوردگی مقاوم هستند بهره مند شوند.
کارکردن موتورهای دنده ای فراتر از مشخصات نامی، یکی از دلایل اصلی خرابی زودرس در کاربردهای صنعتی و تجاری است. اضافه بار گشتاور، سرعت بیش از حد، چرخه های کاری نامناسب و بارگذاری شوک، شرایط تنش بیش از حد طراحی اجزا را ایجاد می کند. مهندسی کاربرد مناسب قابلیتهای موتور را با نیازهای بار با حاشیههای ایمنی مناسب مطابقت میدهد، در حالی که کاربرد ضعیف، موتورها را بدون توجه به کیفیت به عمر مفید کوتاهمدت محکوم میکند.
اضافه بار گشتاور مداوم، موتورها را مجبور می کند تا جریان بیش از حدی را بکشند که فراتر از قابلیت های مدیریت حرارتی، گرما تولید می کند. دمای بالا تمام مکانیسم های تخریب را تسریع می کند در حالی که به طور بالقوه حفاظت حرارتی را فعال می کند که عملکرد را قطع می کند. دندانههای چرخ دنده تنشهای تماسی بیش از مقادیر طراحی را تجربه میکنند، سایش را تسریع میکنند و به طور بالقوه باعث شکست فوری از طریق شکستن دندان میشوند. موتورهایی که به طور مداوم بالاتر از حد مجاز کار می کنند ممکن است در ابتدا کار کنند اما آسیبی را جمع آوری کنند که از طریق کاهش تدریجی عملکرد قبل از خرابی نهایی ظاهر می شود.
بارگذاری شوک ناشی از شروع ناگهانی، توقف یا نیروهای ضربه ای، پیک های تنش گذرا را بسیار فراتر از مقادیر حالت پایدار ایجاد می کند. دندانههای چرخ دنده بهویژه از بارگذاری ضربهای رنج میبرند، زیرا تنشهای تماس آنی میتواند از قدرت تسلیم فراتر رفته و باعث ایجاد ترکهای خستگی شود. کاربرد مناسب بارگذاری شوک را از طریق کنترل های شروع نرم، کمک فنرهای مکانیکی یا بزرگ شدن موتور برای کاهش تنش اوج نسبت به قابلیت های قطعه مورد بررسی قرار می دهد. عدم تطابق چرخه کاری زمانی رخ می دهد که موتورهای دارای رتبه متناوب به طور مداوم کار می کنند یا زمانی که انباشت حرارتی ناشی از چرخه سریع مانع از خنک شدن کافی بین عملیات می شود و باعث ایجاد دما می شود که شرایط اضافه بار مداوم را تقلید می کند.
رویکردهای عیب یابی سیستماتیک به طور موثر مشکلات موتور دنده را شناسایی کرده و اقدامات اصلاحی را هدایت می کند. تشخیص مؤثر، مشاهده علائم، اندازهگیریهای الکتریکی، ارزیابیهای مکانیکی و بررسی تاریخچه عملیاتی را برای جداسازی حالتهای خرابی و تعیین اینکه آیا تعمیر یا جایگزینی نشاندهنده راهحل بهینه است، ترکیب میکند. ایجاد اندازهگیریهای پایه در طول راهاندازی، دادههای مقایسهای را فراهم میکند که روند کاهش عملکرد را قبل از وقوع شکست فاجعهبار نشان میدهد.
ارزیابی اولیه با جمع آوری اطلاعات در مورد علائم، تغییرات عملیاتی اخیر، تاریخچه تعمیر و نگهداری و پیشرفت شکست آغاز می شود. شکست های ناگهانی دلایل ریشه ای متفاوتی نسبت به تخریب تدریجی دارند. مشکلات الکتریکی معمولاً تغییرات فوری در جریان جریان، سرعت یا عدم عملکرد کامل ایجاد می کنند. مسائل مکانیکی معمولاً از طریق افزایش نویز، لرزش یا کاهش عملکرد به تدریج ایجاد می شوند. قرار گرفتن در معرض محیطی یا فعالیت های اخیر تعمیر و نگهداری ممکن است با شروع مشکل مرتبط باشد.
روش های تست الکتریکی یکپارچگی مدار و وضعیت سیم پیچ موتور را تأیید می کند. اندازهگیریهای مقاومت در سرتاسر پایانههای موتور با قطع برق، تداوم سیمپیچ را نشان میدهد و اتصال کوتاه را از طریق خوانشهای غیرعادی پایین یا مدارهای باز که مقاومت بینهایت را نشان میدهند، شناسایی میکند. آزمایش مقاومت عایق، ولتاژ بالایی را بین سیمپیچها و قاب موتور برای تشخیص عایق تخریب شده اعمال میکند، با قرائتهای زیر 1 مگا اهم که نشاندهنده خرابی است. اندازهگیریهای جریان در حین کار، شرایط اضافه بار را نشان میدهند، در حالی که بررسیهای ولتاژ از سطوح مناسب تغذیه و شناسایی مشکلات اتصال اطمینان میدهند. ارزیابی مکانیکی شامل بررسیهای چرخش دستی، اندازهگیری بازی بلبرینگ، تجزیه و تحلیل ارتعاش، و بازرسی داخلی در صورت امکان، آشکار کردن سایش، آسیب یا روانکاری است که نیاز به توجه دارد.
خط تلفن:0086-15869193920
زمان:0:00 - 24:00